تبليغاتX
سیر عرفان عینی در شناخت امام عصر
بحث و گفتگو و تبادل نظر در زمینه ولایت شناسی اهل بیت
حرف بیست ویکم

 بسمه تعالی و بذکر مولانا الحجه (عج)  

هرکس هر کاری می خواهد بکند همیشه سرکش بوده خودکامه بوده

کاخ نشین بوده جلواتی داشته اند

اما بقول معروف

للباطل جوله و للحق دوله ؛ باطل را نمود و جلوه ای است اما حق را دولت و حکومتی است. 

در این روزگار که ایام آخرین غیبت را سر می کنیم خیلی ها

جولان می دهند و می خواهند این خط تشیع واقعی  را

نابود کنند ظاهرا قدرتش را هم  دارند البته اگر بظاهر باشد

خدا می گوید بگذار هر کس هر حرفی دارد بزند

حرف آخر را ما می زنیم

هو الاول و هو الاخر یعنی حرف اول و اخر را ما میزنیم

حرف اول چه بوده  همین کلمه طیبه    لا اله الا الله

یعنی همه هیچ اند همه پوشالی هستند یک قدرت واقعی

وجود دارد  آن هم قدرت حق تعالی  است

حرف آخر هم به لب بازمانده اش حضرت بقیه الله جاری خواهد شد

ما مجبوریم خود را آماده ظهور حضرت کنیم ما چارهای جز این

نداریم  شیعه غیر  او  کس دیگری  ندارد

زور  ما  قدرت ما  حقانیت ما شناسنامه ما هویت ما اصالت ما

هدف ما  انگیزه ما وجود نازنین  حضرت  است

در  دورن غیبت شیعه  غیر  او چه  دارد  که  عرضه کند

این جامعه ما که بهترین روی زمین است و این تهرانی که

بهترین شهر کره زمین است از نظر اعتقادات و مردم این شهر

مدعی طرفداری از  ولایت اولیا هستند

آنوقت می بینید که فساد از در و دیوار  شهر  می بارد

خیانت  نفاق دو رویی تملق گویی کذب مبتلا به همه است

وای بر جامعه ای که با اعمالش هر  روز  از صاحب و مولایش

دورتر می شود

یکی از عرفا می گفت

و الله هر چه به دنیا نزدیک تر شویم از حضرت دورتر می شویم

 

 

 

 مرا به جاده چه حاجت که مست روی تو باشم  

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم مهر 1388ساعت 7:44 قبل از ظهر  توسط نیما  | 

حرف بیستم

 

مولای متقیان می فرمایند: ایمان بر چهار رکن استوار است

1-توکل به خدا 2-تفیض امربه الله

3-راضی بودن به قضاء الهی 4-تسلیم به امر الهی

در زمینه ایمان به خدا چهارچوبی وجود دارد که هر گونه ادعا

را به رسوایی می کشاند

سلطان سریر ارتضاء امام رضا(ع) در تکمیل کلمه طیبه لااله الاالله

می فرماید این حصن الهی است ولی بدانید شرایطی دارد

شرایط را عموم مردم در نظر نمی گیرند زیرا که شرایط سنگین است

کار اگر به ظاهر باشد همه ادعای ایمان دارند و از نام مقدس خداسوء

استفاده می کنند تا پوششی باشد برای رسیدن به مطامع مادی

امیر المومنین معلم توحید است والفبای ایمان به خدا را به انبیاء

اموزش داده ونهج البلاغه اقیانوسی مواج در این امر است

در این کتاب بی نظیرچهارچوبی تعین می شود که محکی است

بر آنچه که داریم اگر ایمانمان با این اصول نمی خواند تا دیر نشده

باید انرا اصلاح کنیم زیرا که ما همیشه در خطر دو تهدید دائم هستیم

که اکثرا از ان غافل هستند

1- خطر مرگ

2-ظهور امام عصر

هر لحضه امکان دارد که پیمانه غیبت پر شود و ظهور حاصل گردد

ویا مرگ فرا رسد که در هر دو مورد پشیمانی فایده ندارد

و امکان اصلاح وجود ندارد

در مسیر عرفان عینی هر عارف نباید به موجودی  ایمان خود قانع باشد

همه می گویند مومن هستند و بی دین یک فحش تلقی می شود

اگر به کسی بگویید بی دین متغییر می شود ولی اگر دینش را طلب

کنید در برابر یک پول درشت می دهد در برابر یک زیبا روی حاضر است

معامله کند برای حفظ اموال کوشا هستیم ولی اگر در یک معامله

ایما نمان را بردند چندان متاثر نخواهیم شد

امیر المومنین می فرماید شرک خفی بزرگترین ابتلائی است که اهل اخر زمان

به ان مبتلا می شوند

اکثر ماها دچار شرک خفی هستیم و خود از ان اگاه نیستیم

همیشه تکیه کردیم به خدا و دیگری

ساده ترین تکه کلام رایج در بین مردم این است که

اول امیدم به خدا بعد به شما

که گوینده این کلام قطعا دچار شرک است

پیامبر فرمود زمانی می رسد بر امت من در نزدیکی ظهور فرزندم

ایمان در نزد مردم همچون آهن گداخته در کف دست است

صبری می خواهد همچون کوه تا ایمان را نگاه داشت

مصداق این کلام نبوی همین ایام است که در دو راهی های انتخاب

اکثرا دنیا را بر می گزینند غربال گری های پایانه غیبت

آغاز شده و بزودی پرده های نفاق دریده خواهد شد

 

 

 

 

ای به ولای تو  تولای من    از خود  و اغیار تبرای من

سود تو  سرمایه سودایمن    گر  بشکافند سر  پای  من

جز تو  نجوییند در اعضای من   ناد  علیا علیا   یا  علی

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 3:58 قبل از ظهر  توسط نیما  | 

حرف نوزدهم

بسمه تعالی و بذکر مولانا الحجه (عج)

دعا دارویی است برای بازساری  جسم  آلوده شده ای

که در زندگی مادی دچار هرج و مرج  اعتقادی شده است

انسان افسار گسیخته ای که نمی داند پشت پرده این عالم

مادی چه خبر است خواسته ها و ارزو هایش محدود است به

همین چهار دیواری دنیاست  در وجود هر کس خواسته و ارزو هایی

هست اینکه گفته اند انسان با ارزو هایش زنده است حقیقت

است ولی چه  ارزویی انسان را خوشبخت می کند

در این روزها وشبهای پر فضیلت  چه بخواهیم

اکثر خواسته های ما کاذب است ما فراموش کرده ایم که در این

دنیا مسافر هستیم مسافر در مهمانسرا حالت ویژه دارد

خواسته های او باید محدود باشد مسافر قصد اقامت طولانی ندارد

در این روزگار پیروی از غرایض  همه  گیر شده

اکثریت مردم  در این روزگار بت پرست شده اند و خود نمی دانند

بت نفس از بت چوب و جماد خطرناک تر است

پیروی از بت نفس منتهی به اطاعت از شیطان و دوری از رحمان است

نیت المومن خیر من عمله و نیت الکافر شر من عمله

نیت یعنی خواسته انگیزه آرزو

شاخصه حکومت حضرت بقیه الله ان است که مردم بر اساس

تفکرات درونی شان نیز محاکمه می شوند درست مانند

دادگاه های قیامت  بدانیم که  بخاطر تمام  دلبستگی هایمان

در قیامت و قبل از ان در محاکمات  حضرت ولی العصر (عج)

باز خواست خواهیم شد

وقتی دعاهای وارده از اهل بیت را می خوانیم از خواسته های

خود شرمنده می شویم

ما چه می خواهیم انها  چه می خواستند مگر ما ادعای پیروی

از انها  را نداریم

شبهای قدر را از دست ندهیم در حالی که در گیر خواسته های

بی ارزش مادی هستیم

ساعات استجابت  دعا  را  از دست ندهیم می توانیم فقط یک خواسته

داشته باشیم  انهم تعجیل در ظهور  صاحب مولا و اقایمان

در این شبها گوشهای شنوا می شنوند صدای ملکی را که بر

فراز اسمان خطاب به مردم غافل  طنین  می دهد

والعصر  ان النسان لفی خسر

همه مردم زیان می کنند  در شبهای قدر  چه انها که احیا

گرفتند وچه انها که نه  انهاکه احیا گرفتند  با وابستگی هایشان

شب را به صبح رساندند

مانند کسی که برای خود آرزوی طول عمر می کرد

یکی از اساتید عرفان وقتی می دید کسی برای طول عمر خود

دعا می کند متبسم  می شد و می گفت مثال این شخص مانند

کسی است که زندان بان برای آزادیش امده ولی اوبا اصرار

خواستار اقامت بیشتر در زندان است

آخر اقامت بیشتر در این دنیای دنی و الوده در این عالم پست مادی

چه فایده ای دارد برنده شدند انها که زودتر رفتند و باختیم ما که

هنوز بدون اقایمان هستیم

هر روز که می گذرد بار معاصی بیشتر می شود

جنگ بین حق و باطل  جلوه های تازه ای می یابد

و ما  هر روز قدم به قدم از مولایمان دورتر و دورتر می شویم

 

والعصر ان النسان لفی خسر

بدرستی که انسان زیانکار  است 

٬ 

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم شهریور 1388ساعت 2:38 بعد از ظهر  توسط نیما  | 

حرف هجدهم

وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ

 

اراده خداوند بر این قرار  گرفت که بر مستضعفان جهان منت نهاده وانها را

پیشوایان و وارثین زمین قرار داده وحکومت انها برزمین همیشگی است

در تفسیر این ایه  معصوم می فرماید که نحن مستضعفون

بدرستیکه  مستضعف  واقعی  ما  هستیم که در  دوران غیبت مورد ظلم 

واقع 

می شویم

پیامبر اکرم  وفرزندش از  بعضی جهات شبیه هم هستند.قیام رسول اکرم

برای مبارزه

با بی عدالتی و شرک  و  فساد بود و  قیام  فرزندش هم  برای نابودی  بی 

دادگران

واز  بین بردن مشرکان  و    استقرار  حق  خواهد  بود.

قیام حضرت بسیار  مهم  تر  از  رسالت  رسول  است  گرچه  وظیفه پیامبر

آوردن

دین  بود ولی  وظیفه  امام حفظ  دین  می باشد.

نکته ای که در  این  میان مهم است این است  که  درزمان غیبت دین می

میرد

طبق روایات  و احیا گری لازم دارد  اگرقبول  دارید که در  روزگار  پایانه غیبت

بسر  می بریم  طبق  نص  روایات    دین     در این  روزگار مرده است

با  یک حساب و کتاب معمولی می توان  دریافت  که  خط  زندگی مومنین 

چقدر  با  سنت 

وسیره  نبوی  و  علوی  فاصله  دارد حساب غیرمومنین که جداست

این که پیامبر می فرمایند زمانی می رسد که  از  اسلام فقط نامی  و از 

قران  فقط صوتی

زیبا و  از مساجد بناهای تجملی باقی می ماند

 

شاید مصداق همین روز ها باشد

با یک سفر به کشور های اسلامی  در خواهیم  یافت که  از اسلام فقط

نامی باقیمانده

وحکام جور  بنام اسلام  مردم را  استثمار می کنند  حکامی که  بنام 

رسول الله  حکومت می

کنند  و حتی  امیر المومنین بر خود نام نهاده اند.

رسالتی که حضرت بقیه الله  بر عهده دارند  امری است که یک صدوبیست

وچهار هزار

نبی از عهده ان نتوانستند برایند

مسئله ما  وحضرت بقیه الله  دو چیز است

ما دچار غفلت هستیم   و  حضرت  اسیر غیبت

تا  زمانیکه  ما در غفلت بسر می بریم    سرورمان اسیر دوران غیبت است

عارف  بزگی  که  چله ای  را  در  ذکر و تهجد  و مداومت بر امن یجیب  سر

کرده بود

در مکاشفه  تشرفی خدمت حضرت می یابد

حضرت  را  در حالی می بیند که اشک درچشمان مبارکش  جاری است

و مشغول تلاوت ایه


امن یجیب المضطر اذادعاه ویکشف السوء

 

هستند حضرت روبه ان شخص می کنند و می فرمایند

 

نحن  مضطرون

در  این دوران غیبت مضطر واقعی ماهستیم

که  اسیر   بندهای غیبت هستیم

 

وای بر  شیعه ای  که  بااعمالش   موجب  طولانی شدن  دوران  غیبت 

می  شود

 

 

 


 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 1:4 بعد از ظهر  توسط نیما  |